عصر شیعه ـ خداوند در قران الگوهای فراوانی را به ما معرفی کرده است که هر یک از آنها دنیایی از خوبی ها هستند. از پیامبرانی همچون ابراهیم و اسماعیل و یعقوب و یوسف و موسی و عیسی و یونس و هود و صالح علیهم السلام گرفته تا گل سرسبد آفرینش یعنی پیامبر عظیم الشان اسلام صلّی الله علیه و آله، از زنان قهرمانی همچون هاجر و مریم و آسیه گرفته تا مردان بزرگی همچون طالوت و لقمان همه و همه شخصیت های برجسته تاریخند که ارزش الگو پذیری را خواهند داشت. الگوهای صبر و استقامت، جوانمردی و ایثار، کار و تلاش، مردانگی و گذشت، تقوی و پرهیزگاری، شهامت و رشادت، صفا و صمیمیت، مهربانی و عطوفت و خلاصه هر آنچه که در زیبایی های انسانی می توان یافت. اما در میان این همه گل، خداوند دو تن را به خصوص نام برده تا نشان دهد که آنها الگوی تمام عیار انسانیتند. نخست، بت شکن بزرگ تاریخ حضرت ابراهیم علیه السلام است که در مورد او در سوره ممتحنه آیه 4 چنین می فرماید: «قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فی إِبْراهیمَ وَ الَّذینَ مَعَهُ ...» ؛ «به یقین براى شما در (پیروی از) ابراهیم و کسانى که با او بودند، سرمشق نیکویی است.» ابراهیم علیه السلام شخصیتی است که توانست افزون بر جایگاه پیامبری، مقام امامت را هم به دست آورد و خود را به بلندای انسانیت برساند. اما نفر دوم، خاتم پیامبران و گل سرسبد آفرینش است. قرآن در سوره احزاب آیه 21 در این باره می فرماید: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ» ؛ «همانا براى شما در (رفتار و سیره) رسول خدا الگو و سرمشقى نیکوست.»آری، خداوند به همراه کامل ترین دستورالعمل زندگی، والاترین الگوی انسانیت را به مردم عرضه کرده است تا مسیر پیشرفت را بهتر و ساده تر بپیمایند. روشن است که جانشینان او نیز هر یک چنین جایگاهی را خواهد داشت و الگوهای بزرگی برای زندگی مردم خواهند بود. الگوهایی که آنچنان گرانقیمت اند که لیاقت نشستن بر جایگاه محبوب ترین بنده خدا یعنی حضرت محمد مصطفی صلّی الله علیه و آله را داشته اند.فاطمه زهرا علیهاالسلام همان کسی است که منجی عالم بشریت نیز به او اقتدا میکند و از لحظه لحظه زندگی کوتاه او الگو میگیرد. الگوی اصلی ما در هر دورانی چه کسی است؟ اگرچه هیچ یک از این الگوها در حصار زمان محدود نمی شوند و تنها مخصوص به دوران خود نیستند و برای همگان در همه دوران های تاریخی کارایی ویژه دارند اما باید دانست که الگوی اصلی در هر دورانی، حجت خدا در همان زمان است. همان شخصی که خداوند به عنوان پیشوای همان عصر و حجت خود بر مردم قرار داده است. امام صادق علیه السلام می فرماید: «لا تَخْلُوَ أرضُ اللّه ِ مِنْ حُجَّةٍ یَکونُ مَعَهُ عِلْمٌ یَدُلُّ على صِدْقِ مَقالَتِهِ و جَوازِ عَدالَتِهِ.» (الکافی، ج 1، ص 168) «زمین خدا از حجّتى که با خود دانشى گواه بر درستى گفتار و نشانه اى بر عدالتش دارد، خالى نباشد.»بنابراین روشن است که الگوی اصلی و تمام عیار ما در دوران کنونی، امام زمانمان حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف است. امام زمان همان «موعودی» است که در تمامی ادیان و مذاهب به آمدن او نوید داده شده است. (انقلاب جهانی مهدی، آیت الله مکارم شیرازی، ص52) همان شخصیتی است که قرار است نجات بخش همه عالمیان در دوره آخر الزمان باشد. همان شخصی است که در مذاهب و ادیان و دیدگاه ها و افکار گوناگون دنیا از او با عنوان «منجی» یاد می شود. باید دانست که عقیده به آمدن «منجی آخر الزمان» نه تنها یک اعتقاد دینی در تمامی ادیان عالم است بلکه یک اندیشه فطری و درونی هم هست. حتی اگر کسی به آیین خاصی هم معتقد نباشد در فطرت خود نیاز به یک نجات بخش نهایی را خواهد یافت. بنابراین امام زمان یک هویت فرا زمانی و فرا مکانی دارد که باید نیاز همه منتظران عالم را پاسخگو باشد. پس شخصیتی که جایگاهی این چنین رفیع در میان بزرگان عالم دارد باید خود الگویی آنچنان ارزشمند و والا باشد که چشمه های امید همه آزادگان و عدالت طلبان عالم را سیراب نماید. چرا که دنیا با وجود شخصیتهای بزرگ و پراهمیتی که به خود دیده باز هم در انتظار قدوم مبارک او است. الگوی امام زمان کیست؟ اما نکته جالب این است که همین شخصیت والا و جهانی که قرار است در آینده ای نه چندان دور، عالمی را از ظلم و ستم نجات دهد و عدل و داد را در اقصا نقاط عالم بگستراند، خود را مدیون شخصیت دیگری می داند و الگوی خود را انسان دیگری معرفی می کند. حقیقتا این سوال، حسّ کنجکاوی انسان را به تلاطم در می آورد که الگوی بزرگترین الگوی عالم کیست؟ این چه موجودی است که نقطه پرگار عالم را هم درگیر خود کرده و دل او را هم شیفته خود ساخته است؟ این چه شخصیت بزرگی است که دل وسیع منجی آخرالزمان را هم از آن خود ساخته است؟ همه عالم از آدم تا خاتم، از پیامبران و امامان تا مردم عادی، از گذشته تا کنون و از هم اکنون تا آینده ظهور، در انتظار آمدن موعود هستند و نگاهشان به سوی او است اما او خود، نظر به شخصیت دیگری دارد. بنابراین الگوی او باید شخصیتی بسیار ارزشمند و والا مقام باشد و الگویی تمام عیار در همه زمینه ها به حساب آید. امام زمان(عج) در یکی از نامههای خود به این نکته اشارهای کوتاه کرده است. در قسمتی از این نامه چنین آمده است:«فِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ لِی أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (الغیبة، شیخ طوسی، ص 286)؛ «برای من در (زندگی و رفتار) دختر رسول خدا صلّی الله علیه و آله الگو و سرمشقی نیکو است.» آری، فاطمه زهرا علیهاالسلام همان کسی است که منجی عالم بشریت نیز به او اقتدا میکند و از لحظه لحظه زندگی کوتاه او الگو میگیرد. این جمله کوتاه نشان دهنده آن است که اولا ابعاد وجودی این بانو تا چه اندازه گسترده و گرانقمیت است و ثانیا وجود نازنین او تا چه اندازه قابلیت الگو پذیری دارد. اما متاسفانه شخصیت آن بانو حتی در میان شیفتگان او هم مغفول باقی مانده است و ویژگی های شخصیتی او آنچنان که شایسته و بایسته است، مورد توجه قرار نگرفته است. بسیاری از ما او را تنها الگوی بانوان می دانیم و تنها به محورهایی نظیر حجاب و عفاف می اندیشیم که تازه پای الگوپذیریمان در همان دو محور هم لنگان است. اما حقیقت آن است که او الگویی ماندگار و تمام عیار برای همه آزادگان و حق طلبان است و مخصوص به جنسیت و زبان و زمان و ملیت خاصی نیست. فاطمه علیهاالسلام الگوی صبر و شکیبایی، مقاومت و ایستادگی، استواری و حق طلبی، شهامت و شجاعت، صداقت و یک رنگی، کار و تلاش، مهر و محبت و عطوفت، همسرداری و تربیت فرزند، همبستگی خانوادگی و خانواده داری، عبادت و سحرخیزی، تعلیم و تعلم، آموزش و پرورش، ایثار و گذشت و فداکاری، تقوا و خویشتن داری، حجاب و عفاف و دیگر مسایل مهم فردی و اجتماعی است. پس بیایید به این بانوی بزرگ با نگاهی که در شان او است نظر بیافکنیم و بیش از گذشته از زندگی کوتاه اما پر محتوای او بهره بگیریم. درود خدا بر فاطمه و پدرش، بر فاطمه و همسرش و بر فاطمه و فرزندان معصومش علیهم السلام. سیدمصطفی بهشتی منبع» تبیان
پنجشنبه ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۴:۱۸
عصر شیعه ـ به گزارش پایگاه اطلاع رسانی حج وابسته به بعثه مقام معظم رهبری، سلسله مباحثی در رابطه با اسرار و فلسفه اعمال و مناسک عمره با حجت الاسلام محسن ادیب بهروز، کارشناس ارشد امور حج و عضو هیئت علمی گروه معارف دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران داشته است که در گفتارهای گذشته برخی مباحث ازجمله شرایط لازم برای اثربخشی کامل عمره ذکر شد و اینک «سعی صفا و مروه»
شنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۱۸
حجت الاسلام محسن ادیب بهروز، کارشناس ارشد امور حج در رابطه با اسرار «سعی صفا و مروه» به خبرنگار شبستان گفت: همچنان که در قبل گفته شد نگاه تک بعدی به هر بخش از اعمال حج نمی تواند آن نتیجه مطلوب و مورد انتظار را به دست بدهد. حتی در بعد عملی نیز اگر انسان بخواهد تک تک به اعمال حج بنگرد به این آثار دست نمی یابد. اما اگر مجموع این اعمال در کنار هم و به صورت پیوسته مدنظر قرار بگیرد می توان به این نتیجه رسید که هر جزئی در راستای رسیدن به یک نتیجه کلی است.
وی افزود: منظور از عمره مفرده، عمره ای است که زائر در ادامه آن اعمال حج واجب را انجام نمی دهد و همچنین در ماههای غیرحج به این سفر مشرف می شود. یا در صورت تشرف در ماههای حج، به اعمال حج واجب نمی پردازد. این عمره اگر به شکل صحیح و خودآگاه انجام شود با توجه به تعابیر نقل شده در متون دینی ما، «کفاره للذنوب» است یعنی باعث ایجاد یک حایل و پوشش میان آثار گناهان انسان و شخصیت او می شود و فرد می تواند از این فرصت طلایی به دست آمده برای از بین بردن آثارگناهان استفاده کند. پس هدف در عمره ایجاد این حایل و مانع میان خود و گناهان است تا زائر بتواند رفتارهای خود را در جهت الهی انجام بدهد.
دل کندن از«صفا و مروه» به بهای کدام لذت؟
این کارشناس ارشد امور حج اظهار کرد: مجموعه اعمال عمره با احرام آغاز می شود و اولین عمل اصلی و اساسی نیز طواف است که آثار خاص خود را دارد. نماز طواف نیز، آثار طواف را تکمیل می کند به همین جهت می گوییم که نماز بدون طواف یا طواف بدون نماز آن اثر خاص را نخواهد داشت. به عنوان مثال اگر زائری بدون انجام طواف، در مسجدالحرام نماز به جا آورد یا طواف مستحبی انجام دهد بدون این که نماز بجا بیارد، نتیجه مطلوب را نمی گیرد. در بعد فقهی نیز اگر زائر، طواف صحیح اما نماز باطل داشته باشد یا برعکس آن اتفاق بیفتد، نمی تواند به نتیجه پیش بینی شده برسد. پس «طواف صحیح همراه با نماز صحیح» من را به آن نتیجه می رساند و در این صورت است که آن فاصله میان من و گناهان به وجود می آید چون من در طواف تمرینی را آغاز کردم برای اینکه هر چند برای چند لحظه ارتباطی با خالق برقرار کنم و اگر این ارتباط برقرار شد، جدایی آثار گناه از من نیز حاصل می شود.
حجت الاسلام ادیب تصریح کرد: برای تثبیت این جدایی، و نهادینه کردن آن، زائر می بایست عمل« سعی میان صفا و مروه» را انجام دهد. در بحث فقهی«سعی» به این معناست که زائر به کوه صفا رفته و از آنجا تلاشی را (در قالب راه رفتن با آدابی خاص) به سمت مروه آغاز می کند. این رفتن از صفا به مروه باید7 مرتبه تکرار شود اما این، تکرار یک عمل در 7 مرتبه نیست بلکه به معنای این است که من یک نقطه شروع دارم که باید از آن به نقطه پایان و مقصد برسم و رسیدن به مقصد، از طریق طی کردن این مسیر در 7 مرتبه حاصل می شود. لذا اگر زائری بین تعداد دورهای «سعی» شک کند، عمل سعی او باطل است چرا که باید با خودآگاهی این کار را انجام داد. یا اگر به جای 7 مرتبه 6 یا 8 مرتبه انجام بدهد باز سعی باطل است. به عبارت دیگر آن عمل به نتیجه نرسیده و زائر برای تثبیت آنچه که در طواف به دست آورد (جدایی آثار گناه) موفق نبوده است.
ابلیس؛ در صفا و مروه حضور دارد
وی در ادامه یادآور شد: من در طواف عمره، ارتباط خود را با گناهان برای مدتی قطع کردم، امااین قطع رابطه را چرا و چگونه باید تثبیت کرد؟ دلیل لزوم تثبیت اینست که من به این تثبیت نیاز دارم. اما در رابطه با چگونگی تثبیت باید گفت در روایات ما آمده است که «مسعی» یعنی مکانی که عمل سعی در آن انجام می شود، مکانی است بین صفا و مروه که ابلیس و ذریه و عوامل او اجازه و امکان ورود به این منطقه و محدوده را دارند، برخلاف محیط و فضای اصلی خود مسجدالحرام که آنجا اجازه و امکان ورود ندارند. پس من در فضای اصلی مسجدالحرام برای ایجاد رابطه با معبود واکسینه هستم و شرایط این مصونیت نیز فراهم شده است و از طرف ابلیس هیچ وسوسه ای متوجه من نیست مگر وسوسه های انسانی. یعنی انسانهایی که در اطراف من و در این محیط هستند،می توانند مانع رسیدن من به مقصد شوند والا از سوی ابلیس و غیرانسان هیچ گونه صدمه ای بر من وارد نمی شود چون اجازه ندارد.
این کارشناس ارشد امور حج افزود: اما برخلاف مسجدالحرام در محیط سعی (مسعی) ابلیس مانعی برای ورود ندارد و می تواند حضور پیدا کند وقتی هم حضور پیدا می کند، مبارزه ای را با زائر آغاز می کند برای این که بتواند دستاوردهای او را از بین ببرد و این مبارزه در قالب رفتارهای گوناگونی که در مسعی، امکان اجرای آنها هست ظاهر می شود. یعنی برای هر فرد، به تناسب حال و هوای او مانع و وسوسه ایجاد می کند.
وی در تشریح این مبارزه میان ابلیس و زائر بیت الله الحرام گفت: زائر در این مبارزه تلاش می کند تا پیروز شود یعنی آنچه به دست آورده است حفظ کند.دستاورد زائر در این سفر را می توان به تعابیر گوناگون مطرح کرد از جمله این که بگوییم او موفق به قطع رابطه میان خود و آثار گناهان و ایجاد رابطه با معبود شده یا مثلاً ثوابی به دست آورده یا فرد دیگری این تعبیر را بکار ببرد که زائر به انجام عمل عبادی عمره موفق شده است، اما به هر حال همه متفق القول هستند که زایر به یک «نتیجه خاص » دست یافته و این نتیجه باید ماندگار باشد. چون زائر اگر آن را تثبیت نکند نمی تواند منتظر پیامدها و دستاوردهای بعدی باشد. بنابراین با دشمن درگیر می شود و این درگیری در همان دور اول «سعی» آغاز می شود.
![]() به گزارش صدای شیعه به نقل از «خبرگزاری دانشجو» ، حجت الاسلام والمسلمین سید احمد خاتمی در حسینه ثارالله کرمان، با بیان اینکه مردها نيز باید در مجالس حضرت زهرا (س) شرکت کنند و دین بایسته را یاد بگیرند، تصريح کرد: استان کرمان استان ولایت و محبت به اهل بیت و عصمت طهارت(س) است.
آقای خاتمي ادامه داد: اوباما بنیاد نوروز ترتیب داده است، او می خواهد نوروزی را جلوه دهد که در آن یا مقلب القلوب و غيره نباشد، او می خواهد هر سنتی که سنت ایرانی است، بزرگ کند، این یک گزارش در دستور کار دشمن است.
وي با بیان اینکه غیر مذهبی کردن ایران توطئه دشمن است، گفت: ایران در این چند سال نشان داده است که در سخت ترین شرایط دین از ایران و این ملت جدا نمي شود و دشمن تیرشان به سنگ خورده و خواهد خورد.
امام جمعه موقت تهران گفت: دین پژوهی و دانستن مسائل احکام از جمله وظایف مؤمنین است که در قرآن کریم نيز به آنها اشاره شده است.
وي افزود: دین را به خانواده بیاورید تا خانواده رنگ دین پیدا کند، رنگ دین یعنی اعضای خانه مقید به نماز اول وقت باشند، در خانه ای که نماز و دین زنده باشد احکام دینی هم زنده اند.
|